باز هم خدا
دفترچه ی قسط هایم را ورق میزنم،
تمامی ندارد..
تا آخرعمر بدهکاررحمتت هستم
ای خدای مهربان!
اللهم عجل الولیک الفرج
آغاز امامت و ولایت یگانه منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر عج بر همه
عاشقان و شیفتگان آن امام عزیر مبارک باشد.
نهم ربیع الاول امتداد غدیر و آغاز امامت امام زمان(ع)
"مولای ما همچون باران است"

مشکي از تن به در آريد ربيع آمده است
خم ابرو بگشاييد ربيع آمده است
مژده اي ختم رسل دادکه: آيد به بهشت
هر که بر من خبر آرد ربيع آمده است
يا منتقم خون حسين(ع) .....العجل العجل العجل
آمدند و گفتند:خدايا اين حسين(ع)، برگزيده تو و پسر دختر پيغمبر تو است
که اين مردم او را کشتند! خداوند متعال صورت حضرت قائم(عج) را به آنان
نشان داد و فرمود: به دست اين مرد، براي حسين(ع) از دشمنانش انتقام
مي کشم.
اللهم عجل لوليک الفرج
عاشورا و کربلا..................قرآن
و "تفکر"
و "بصیرت" میخواهد.
ایام محرم الحرام تسلیت باد...خیلی خیلی التماس دعا
وقتی غدیر فراموش شدمحرم برپا شد. محرم عـزای نادیده گرفتن غدیر
است.
عرفه یک عید است...
"خدایا! غروب این روز را با غروب گناهانمان یکی گردان."
این پست رو که ببینید جا می خورید ولی...
عزیزان ببخشید که ناگهانی دارم میرم
خدانگهدار
برام دعا کنید
فراموشم نکنید هاااااااا
جمله زیبا
اندوه پنهان شده در لبخندت را...
عشق نهان ، در عصبانیتت را...
و معنای حقیقی سکوتت را...
ببخشید آقا جان دیر آمدیم...
این پستی که می خوام بذارم بر حسب تکلیف شرعی هست که دارم می نویسم.
خانم ها و آقایان چرا ساکت نشستین؟؟؟؟؟ مگه مسلمان نیستید؟ مگه شیعه نیستید؟ چرا گذاشتین تو فیس بوک و گوگل و .... به مولا و سرور ما توهین بکنن بعد ما همین طوری ساکت نشستیم؟ من اول این حرف ها رو به خودم می گم که بعد از چند روز تازه الآن اومدم و تو وبلاگم می ذارم. تو ایام شهادت امام هادی(ع) هر چی خواستن به امام مان توهین کردن و ما دم برنیاوردیم.امام مان را مسخره کردن و ما باز ساکت ماندیم. این تقصیر خود ما هم هست چون هنوز ائمه خودمون رو نشناختیم به همین خاطر وقتی توهین می کنند نمی تونیم دفاع کنیم.
دشمن وقتی شکست می خوره وقتی زمینگیر میشه سنگرهای معنوی ما رو هدف میگیره. نمی دونم ما کی می خوام از خواب بیدار شیم چرا هیچ کدوممون دفاع نکردیم. بعضی از ما اصلا نمی دونیم که یک چنین اتفاقی افتاده ..... تازه میگیم چی شده؟؟؟؟ خوب عزیزم تا کی می خوای خواب باشی بیدار شو ببین برات چه کردن؟چه دندونی تیز کردن!!!!!!!!!
آقا جان ببخش ببخش دیر آمدیم
نیایش
اگر برای آن به سوی تو می آیم که مرا از شعله های دوزخ نجات بخشی ، بگذار که در آنجا بسوزم .
و اگر برای آن به سوی تو می آیم که لذت بهشت را به من بخشی ، بگذار که درهای بهشت به رویم بسته شود .
متبرکم کن تا در کنار زیبایی جاودانه ات تا ابد لانه کنم .
تله ای برای موش
از مرغ برایش سوپ درست کردند تا حالش بهتر شود،
گوسفند را برای بهبودیش قربانی کردند و سر بریدند
و گاو را برای مراسم ترحیم کشتند!
و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد!!!
مورچه و حضرت سلیمان (ع )
ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.
آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت :
" ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.
خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم.
خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد
من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم
و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا
می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم."
سلیمان به مورچه گفت :
"وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟"
مورچه گفت آری او می گوید :
سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی
رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت
فراموش نکن
خدای مهربون
بار مشکلاتی که خدا بر دوش ما میگذارد آن قدر نیست که کمرمان را
بشکند ولی آن قدر هست که ما را برای دعا به زانو در آورد.
التماس دعا
سلام بر لب تشنه ات یا اباعبدلله
پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) به دختر گرامیشان حضرت فاطمهی زهرا(س) میفرمایند:
يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ
مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّة .
در عزای حسين گريه كند؛ آن(صاحب آن چشم) خندان است و به او مژدهی
نعمتهاى بهشت داده خواهد شد.
التماس دعا
لطف حسین ما را تنها نمیگذارد
گر خلق واگذارد او وانمیگذارد
خدايا مرا...
خدایا مرا ببخش اگر صدایت نمی زنم؛ فراموشت نکرده ام...
خدایا مرا ببخش اگر طنابم را گسسته ام؛پوسيده بود؛محکمترش را مي خواهم...
خدايا مرا ببخش اگر چيزي از تو نمي خواهم؛ همه چيز از تو گرفته ام...
سلام سلام سلام
سلام بچه ها من اومدم![]()
دلم براتون خیلی تنگ شده بود![]()
اینم از خوشحالیه دیگه![]()
جدی جدی خداحافظ
هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
برین ادامه مطلب ببینین بهترین لحظات زندگی چیه اون وقت می فهمین
که همه ما بهترین زندگی رو داریم فقط باید دیدمون رو عوض کنیم...
قشنگه برین دیگه
داستان پندآموز در مورد مداد و زندگی
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن
می نویسم .می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .
- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد ۵ خاصیت است که اگر به دستشان
بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود
دارد که حرکت تو را هدایت می کند .اسم این دست خداست .او همیشه
باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده
کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر
می شود .پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث
می شود انسان بهتری شوی .
صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده
کنیم .بدان که تصحیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه
خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.
صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب
است .پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم:
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .بدان هر کار در زندگی ات می کنی
ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار
باشی و بدانی چه می کنی .
خدایا رهایم مکن
خدایا ، هرگز نگویمت که دستم بگیر ،
عمریست گرفته ای ...
رهایم مکن !!!![]()
شب های دراز بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم ....
داستان دختری که خدا از او عکس می گرفت!
|
| |
| دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه میرفت و بر میگشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد... | |
|
برو ادامه مطلب...
نتیجه رو بخونی ها | |
خدا مرا...

من خدايي دارم که در اين نزديکي است . . .
مهربان ؛
خوب ؛
قشنگ ؛
چهره اش نوراني است ،
گاه گاهي سخني ميگويد با دل کوچک من ،
ساده تر از سخن ساده ي من ؛
او مرا مي فهمد
او مرا مي خواند
نام او ذکر من است
در غم و در شادي
چون به غم مي نگرم . . .
آن زمان رقص کنان ميخندم:
که خدا يار من است ؛
که خدا در همه جا ياد من است ،
او خدايي است که ؛ مرا مي خواهد . . .
کاش سیلی را به من می زدند
گریه کردم عقده از دل وا شود اما نشد
در مدینه گشتم و گم گشته ام پیدا نشد
جستجو کردم بسی در بین مظلومان ولی
از علی و فاطمه مظلوم تر پیدا نشد
فراموشش نکن
خداوند از شدت ظهورش مخفی
است...
مردی که جهنم را خرید!
|
| |
|
در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم میفروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود میکردند... فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج میبرد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... |
